شاید کمتر کسی مادر باشد و نداند چه ذوقی در آشپزی کردن توی یک قابلمه کوچک
و چه تلاش شیرینی برای لقمه در دهان گنجشکی یک کودک گذاشتن نهفته است.
فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01


بگو چه چاره کنم؟
فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01

او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
خش خش صدای پای خزان است،یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند...
#علیرضا_بدیع

پ.ن: اگه پاییز هیچ چیز دیگه ای نداشت جز همین خرمالو!، برای دوست داشتنش کافی بود![]()
انار جان!
در روزهای آتی به شما هم می پردازم![]()
ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01
رسیدیم به 5 مهر10 ماهگی هم تموم شد و امروز با هم اولین روز یازده ماهگی ات را شروع کرده ایمیک ماهی که گذشت پر از اتفاق بودتلخ ترین ش که شاید تا همیشه در ذهنم بماند، ویروس لعنتی باشد و آن شب توی بیمارست فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01
تنها ایمیلی که حسابی شرمنده ام کرد...
پ.ن: استاد راهنمای به این خوبی، فقط من دارم و بس
خدایا بابت همه چیز شکر
فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01
گاهی باید یک مادر باتجربه به گوشی ات زنگ بزندیک دمنوش آویشن و کمی قطره بینی تجویز کندآن وقت معجزه را با چشم های خودت ببینی که در کمتر از یک ساعتپسرک دوتا شیشه آویشن را سر کشیدهبینی اش تخلیه شدهکاسه سو فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01
هفته ای یک بار با خودم قرار می گذارم که هیچ عکسی از پسرک برای هیچ کس! ارسال نکنم
بعدش وسوسه می شوم و ذوق های مادرانه ام را میفرستم
و اما بعد!
واکنش هایی می بینم که دلم میخواهد سرم را به دیوار بزنم و گوشی ام را خرد کنم
و پسرک را ببرم در یک غار تنهایی و پنهانش کنم
.
.
.
پ.ن: خیال تان راحت این عصبانیت فقط یک هفته دوام می آورد
دو باره هفته بعد یادم می رود و روز از نو و روزی و روزگار از نو!
فاطرنوشت...
ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01
دارم از زمان جا می مانمنمی فهمم که علی چطور دارد بزرگ می شودکی آنقدر بزرگ شد که صبحانه اش یک سینی کوچک با لقمه های فسقلی باشد!کی آنقدر بزرگ شدی که مستقل از من هم می توانی صبحانه بخوریو دلم برایت ضعف م فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01

برای تمام زنان سرزمینم
چنین قاب بی نظیری را آرزو میکنم

در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
#حافظ
فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01